السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
213
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
عمل مىشدند ، آن وقت به امام عرض كرد : فدايت شوم آيا همهء قوم لوط آلوده به اين عادت زشت بودند ؟ فرمود : بله به جز يك خانه كه اهل آن مسلمان بودند ، مگر نشنيدهاى قول خداى متعال را كه فرمود : ( نيافتيم در ميان آنجا به جز يك خانوادهء مسلمان [ 1 ] ) و هر آينه لوط در ميان آن قوم سى سال بسر برد و آنها را به جانب خداى عزّ و جلّ دعوت كرد امّا آنها خود را از آلودگى و نجاست غائط پاكيزه نمىكردند و از جنابت غسل نمىنمودند و لوط مردى سخاوتمند و بزرگوار بود و از مهمانان و مسافران پذيرايى مىنمود و آنها را از قوم خود و عمل زشتشان بر حذر مىداشت . وقتى قوم او چنين ديدند ، گفتند : ما تو را از پذيرايى مهمانان نهى مىكنيم و اگر اين عمل را انجام دهى تو را در برابر مهمانانت مفتضح و رسوا مىكنيم ، آن وقت لوط از بيم اين مطلب ديگر مهمانان را نپذيرفت ، چون عشيره و خويشاوندانى نداشت كه پشتيبان او باشند . و از آن پس لوط و ابراهيم عليهما السلام در انتظار نزول عذاب بر آنها بسر مىبردند امّا هر وقت خداوند ارادهء عذاب ايشان را مىنمودند در اثر محبّت و مودّت و رقّت قلبى كه ابراهيم نسبت به لوط داشت ، عذاب آنها به تأخير مىافتاد ، امّا زمانى كه اعمال قبيح قوم لوط افزوده شود و غضب الهى شدّت كرد به جهت تسلّاى ابراهيم ابتدا ملائكه عذاب قوم لوط ، ابراهيم را به ايجاد پسرى دانا بشارت دادند و سپس مسأله عذاب قوم لوط را مطرح كردند ، اين ملائكه شبانه بر ابراهيم نازل شدند و بشارت وجود اسماعيل را به او دادند ، امّا چون دست به غذا نزدند ابراهيم بر دشمن بودن آنها بيمناك شد كه سرانجام آنها حقيقت امر را بر ملا نمودند و گفتند كه براى عذاب قوم لوط آمدهاند ، ابراهيم ( ع ) قصد وساطت نمود و گفت : بار پروردگار لوط در ميان آن قوم است ، خطاب رسيد : ما بهتر مىدانيم كه چه كسى در آنجاست ، ما لوط و خانوادهء او را نجات مىدهيم ، به جز همسرش كه او از باقى ماندگان در عذاب است . و از اصبغ روايت شده كه مىگويد از على ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : شش امر در ميان
--> [ 1 ] سوره ذاريات ، آيه 36 .